ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

101

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

خداوند بادى را فرستاد كه لشكر او را نابود كرد . خود او و دبيرش نيز ناپديد شدند . همچنين مىگويند : اين پادشاه بابلى را يكى از پسرانش كشت و بخت نصر از اين كار به خشم آمد و پسر را به جرم كشتن پدر خود ، از پاى درآورد و خونش را ريخت . همچنين مىگويند : سنحاريب پس از رويداد بالا با پادشاه آذربايجان به سر وقت بنى اسرائيل رفت و بر آنان حمله برد . بعد در ميان سنحاريب و پادشاه آذربايجان اختلاف افتاد و در زد و خوردى كه با يك ديگر كردند هر دو لشكرشان از پاى درآمدند . سپس فرزندان اسرائيل از شهر بيرون رفتند و دارائى آنان را به غنيمت بردند . و نيز گفته شده است : مدت پادشاهى سنحاريب تا هنگامى كه درگذشت ، بيست و نه سال بود و پادشاه بنى اسرائيل ، كه سنحاريب محاصره‌اش كرد حزقيا بود . پس از درگذشت حزقيا ، پسرش ، منشى ، پنجاه و پنج سال پادشاهى كرد . سپس آمون دوازده سال پادشاه بود تا اين كه كسانش او را كشتند . بعد ، پسرش ، يوشيا ، به فرمانروائى رسيد و سى و يك سال پادشاهى كرد تا فرعون الاجدع فرمانرواى مصر خونش را ريخت . پس از او پسرش ياهواحازين‌يوشيا ، پادشاه شد ولى چندى